العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
280
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
ملاقات داشته ، وقتى لباس بدن را پوشيدند ، يك ديگر را بدوستى اوليّه شناختند پايان سخن خطابى . نظر ما : از اين حديث به دو مطلب استدلال شده اول : آفرينش ارواح قبل از ابدان و دوّم اينكه ارواح انسانها در حقيقت با هم اختلاف دارند و يكى نيستند و ما در اين موضوعات در كتاب السماء و العالم ، جلد چهاردهم بحار الانوار چاپ قديم مفصّل بحث كرديم . دوّم : احتمال دوّم در روايت همانست كه گفته شده كه حضرت فرمود شما بوسيله تشيع با هم برادر نشديد و الّا تمام افراد شيعه با هم برادر بودند و بايد حقوق برادرى را نسبت به يكديگر ادا نمايند و حال آنكه چنين نيست ، بلكه شما تنها بسبب تشيع با هم آشنا شديد و يك ديگر را ميشناسيد بدون اينكه برادر باشيد ، بنا بر اين احتمال دارد كه اين حديث در مقام انكار و اعتراض باشد ، كه چرا با يك ديگر برادر نيستيد ، و هم احتمال دارد در مقام اخبار باشد ، يعنى برنامه شما چنين است ، يا اينكه معناى حديث اينست كه به صرف گفتن اين كه ما شيعه هستيم بين شما برادرى بوجود نمىآورد ، بلكه فقط ايجاد آشنائى مىكند ولى برادرى بيك سلسله امور ديگر حاصل مىشود . سوّم : اينكه معناى حديث اينست كه برادرى شما بعد از بوجود آمدن مذهب تشيّع نبوده ، بلكه برادرى شما از اوّل ولادت شما و قبل از ولادت و بعد از آن بوده ، چون برادرى نتيجه يكى بودن منشأ خاك و ارواح است چنانچه گذشت ، و اين احتمال برميگردد به همان احتمال اوّل يا نزديك به آن است . 11 - از على از . . . از كليب بن معاويه صيداوى گويد حضرت صادق به من فرمود : بترسيد از مردم ، زيرا خداوند اگر براى بندهاش خير بخواهد در دل او نقطهاى بوجود آورد ( كنايه از اينكه بدلش اشارهاى مىكند ) و آن بنده